از هر دست بدی انتظار دارن با اون یکی دستتم باز بدی .
چرا آدما به نکبت عادت می کنن ولی خوشبختی رو تاب نمی یارن ؟
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود
یه شاهزاده خانومی بود که با یه پرنس چارمینگی ازدواج کرد
& They lived sagi
قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید .
- خدائه! منُ چن تا دوس داری؟
+ خیلی
درست همون لحظه ای که به خودت می گی همه چیز مرتبه ، اون بالا تو آسمونا فرشته ها دارن برا بلاهایی که قراره سرت بیاد گریه می کنن.
هر چی بیشتر بفهمی سهم کمتری از خوشبختی رو بردی .
هو سرندیپیتی
هر روز بمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
و به اتوبوس سلامی دوباره خواهم داد…
دوست عزیزی که با من تماس گرفتی:
برای نالیدن از دست ِ پدر مادر عدد 1
برای نالیدن از دست دوست پسر/نامزد/شوئر عدد 2
برای نالیدن از سختی و فشردگی درس ها عدد 3
برای نالیدن از دست روزگار و شانس ِ چیزی عدد 4
برای داد زدن و خالی کردن عقده ها بر سر من عدد 5
برای گریه زاری و افسردگی حاصل از خوشی زیاد عدد 6
برای گرفتن حالم اساسی عدد 7
برای گرفتن حالم زیرپوستی عدد 8
….
چی؟! زنگ زدی حالمو بپرسی؟ چه غلطا !
- اگه گفتین شام چی داریم؟
+ املت لابد.
- نه زنگ زدم پیتزا بیارن هر کی دُنگ خودشو بده.